۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه


بی نجوای انگشتانت فقط
جهان از هر سلامی خالیست.

۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

بحث خیلی روشنفکری

نقل به مزمون از یک رادیو فارسی لس آنجلسی

گوینده : بله بحث رو شروع می کنیم.

دکتر دین دار: بلاه بلاه بلاه بلاه ادیان ابراهیمی واقعا عالی هستند.

دکتر بی دین: بلاه بلاه بلاه برتراند راسل بلاه بلاه بلاه هابرماس بلاه بلاه البته شما سرور بنده هستید ولی عجالتا ادیان ابراهیمی رو من نمی دونم واقعا...

گوینده: هار هار هار بریم تبلیغ و بیایم!

تبلیغات:
با صدای یک خانم هفتاد ساله

صد جلد کتاب حافظ مولانا به همراه ضرب المثل های ایرانی و وصیت نامه ی کوروش کبیر و عکس های قبل از انقلاب در یک کلکسیون زیبای چهل دی وی دی و یک فلاپی دیسک به همراه پولکی وارداتی از اصفهان با شماره تماس حاصل بفرمایید.

یک شب زیبا و خوش اندام! خواننده های زیبای شهر در کاباره اسماعیل!! به همراه اصطوره ی موسیقی...ربکا! خواننده ی شهر...غلامحسین! سورپراییزززز....یک شب زیبا و به یاد ماندنی با ناتاشا!!! در کاباره رستوران خانوادگی اسماعیل!!!

گوینده: دررروددد شنوندگان محترم بحث رو ادامه می دیم...دکتر بی دین و دکتر دین دار...و مهمان محترم ما آقا رجب که هم اکنون از روستای کپلکار روی خط هستن.

دکتر بی دین: بله مایکل جکسون در آهنگ...
دکتر دین دار: نه نه ! ببینید در دین ما اصلا این حرف ها نیست...شما یه نوشته مثل کتاب ما بیار!
دکتر بی دین: ولی مایکل جکسون؟!
دکتر دین دار: نه نه نه نهههههههه...

بعد از دو ساعت و پانزده سری تبلیغ

دکتر دین دار: هار هار البته بنده هیچوقت نگفتم آقای دکتر بی دین کافر هستن.
گوینده : هار هار واقعا چه شب خوبی بود.
دکتر بی دین: نه البته ما جنگ اندیشه داریم!
گوینده: هار هار چقدر روشنفکر!
دکتر دین دار: پس بجنگ تا بجنگیم!
گوینده: آهاهاها واقعا عالی بود.
رجب: من هاردام ؟ بله سلام! البتی در نگدی کارهایی والتر بنیامین باید عرض شود کی بله من فکر می کنم ادیان ابراهیمی ساخته ی ذیهنی بشر هستند و ...
گوینده: البته وقت ما داره تموم میشه!!
دکتر دین دار بله وقت ما داره تموم میشه!!!!
دکتر بی دین: البته وقت ما...
گوینده: هار هار...


صد جلد کتاب حافظ مولانا به همراه ضرب المثل های ایرانی و وصیت نامه ی کوروش کبیر و عکس های قبل از انقلاب در یک کلکسیون زیبای چهل دی وی دی و یک فلاپی دیسک به همراه پولکی وارداتی از اصفهان با شماره تماس حاصل بفرمایید.

بعد از این همه کشفیات موسیقی می خواهیم چکار؟

"اجرای کنسرت موسیقی ستنی در بزرگترین سالن شهر در دیار فرنگ"
نگاه می اندازی...می بینی دماق اکثریت نوازندگان خانم گروه عمل شده. تدوینگر محترم بعد از کلوزآپ از چهره ی نوازنده ی زن که طبیعتا دماق فوق الذکر را هم در بر دارد، یک کلوز آپ از چهر ه ی نوازنده ی مرد- ایضا دماق هم دارند - نشان می دهد که از شانس نوازنده ی محترم بی شباهت به بادمجان نیست.

۱۳۹۰ مهر ۲۴, یکشنبه

تند و بریده در آغوش می فشاری

بهشت من جنگل شوکران هاست
و شهادت مرا پایانی نیست.

آه اسفندیار مغموم
همان به که چشم فرو بسته باشی.

۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

اون موقع ها که پدرسالار و خانه ی سبز پخش می شد، همیشه هر وقت حمیده خیرآبادی توی تلویزیون بود فکر می کردم مامان بزرگ خودمه. : (

۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

من جرب المجرب حلت به الندامة

وان رفتن خوشش بین، وان گام آرمیده
صد ماهرو ز رشكش جيب قصب دريده
دنیا وفا ندارد، ای نور هر دو دیده.

۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

برای ب.ب.

ما برای عروسی خواهرم به تهران می رویم. ما به تهران نمی رسیم. ما همه می میریم.

۱۳۹۰ شهریور ۴, جمعه

زمستان می آید.


حالا حتی نوشته های روی کاغذ رنگ گرفته از خیسی چای و خشک شده کنار پنجره های خیال هم برای تو خاطره نخواهند بافت، لیلا.
تو را به دستان هیچ کس نباید سپرد جز شب.


۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

یاد من چون دود سفید ، در باغ محو خواهد شد و تو خواهی ماند. بانوی گیسو حنایی، عمر اندوه در قرن ما یک سال بیشتر نیست.

۱۳۹۰ مرداد ۲۲, شنبه

از آن سوی در صدا می آید. کلنگ می کوبند بر آجر خانه ی قدیمی. اینطرف لیلا کنار ساعت بزرگ نشسته و به باباخان خیره مانده که پیپش بر کناره ی لب خاموش مانده. سرسرا پر است از ساعت های قدیمی و تمثال های قاجار. لیلا دست می کشد به قالی و زیر لب می گوید باباخان شما را به خدا چیزی بگو، از دست رفت. همه چیز از دست رفت.

۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

امان از ملت بیمار به گا رفته ی من.

۱۳۹۰ تیر ۳, جمعه

از این خیابان های بی جویی در کنار و آبی روان

جایی هم نیس بالا بیاری این کثافتو که همه چی رو به گه کشیده، هیچ جایی نیس.

۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

برای تو که نام رقیبت هم سینماییست. خوش فرم، خوش صدا، خوش آهنگ. تکرار کن:

تو دیگه حتی رقیب عشقی هم محسوب نمیشی پسر. چون تو بازی رو باختی.

اگه نمی دونستی بدون.

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

first i thought I was dying, yea I was going to die. It was too harsh, too hard...too malignant. you see. It was not the first time. It definitely wasn't but there was a sense of defeat. A sense of
shit, it happened again and it will happen again and again until you turn into a stone and die
but I didn't turn into a stone cos I was crying so loud into the fucking pillow and felt like everyone was watching me. What I didn't feel was that I was really turning into a stone. Bit by bit with each and every fucking tear that went down my cheek. By day break , I had turned to a stone. A big one, and I was dead. Really truly dead, and then they picked me up and took me to the sea and just left me there on the sand. They didn't even throw me into the fucking water. They just left me there to rot. but I didn't...I was refined you see, all that water in the goddamn waves made my skin so smooth, and then one night it happened. I was alive.I had risen from the dead...not afraid of anything, but I knew it was going to happen again and I was going to die. But then I thought and I thought a lot. . . and I told myself: whatever .

o you. this world will drown. o you. i'll be yours. forever and ever

I'm on a roll, I'm on a roll
This time, I feel my luck could change
Kill me, kill me again with love
It's gonna be a glorious day

Pull me out of the aircrash
Pull me out of the wake
I'm your superhero
We are standing on the edge

The Head of State has called for me by name
But I don't have time for him
It's gonna be a glorious day
I feel my luck could change

Pull me out of the aircrash
Pull me out of the wake
I'm your superhero
We are standing on the edge